در سال گذشته چه مهارتهایی در مدرسه آموختید ؟ برای امسال په انتظاراتی دارید ؟

خرید بک لینک
مقدمه

  مدرسه   از مهمترین نهادهای اجتماعی ؛ تربیتی و آموزشی است و به عنوان رکن اصلی آموزش و پرورش محسوب می شود و بعد از خانواده ؛ موثرترین محیطی است که در شکل گیری شخصیت دانش آموزان نقش دارد . مدرسه مکانی است که دانش آموزان ؛ علاوه بر آموزش علوم و مهارتها ؛ تربیت شهروندی و اجتماعی شدن را نیز می آموزد . فضای عمومی در مدرسه در روحیه آنها موثر است و و هر چه محیط آموزشی مناسب تر باشد تحقق اهداف تعلیم و تربیت بهتر فراهم می شود .

آنچه در حیات انسانی حائز اهمیت است نیاز به همزیستی با یکدیگر و روابط انسانی است . روابط انسانی موهبتی است که در انسان به ودیعه گذاشته شده تا بتوانند یکدیگر را درک کنند و با هم زندگی کنند . روابط انسانی سر منشاء رفع همه نیازهای انسانی است در سایه روابط انسانی روان انسان تلطیف می یابد ؛ استعدادش می شکفد و به بار می نشیند

چگونه اطلاعات خود را افزایش دهیم

1- آنها مطالعه می کنند این به معنای مطالعه هر کتاب یا مطلبی نیست که بار علمی کمی دارد. داشتن اطلاعات عمومی زیاد به این معناست که شما باید تمایل داشته باشید که خود را به یادگیری از افراد بزرگ متعهد کنید و بدین منظور چه راهی از خواندن کتاب، مجلات و اقلام چاپی حاوی مطالب با ارزش بهتر است؟

۲-آنها با کسانی دوستند که اطلاعات زیادی دارند سخت است که اطلاعات زیادی داشته باشید ولی در میان افرادی باشید که مانند شما به دانش علاقه ندارند. بودن در اطراف کسانی که به دانش علاقه ای ندارند به بار اضافه ای   برای   آن ها تبدیل می شود. افرادی که اطلاعات زیادی دارند با دیگر متخصصان و افراد دانشمند دوست می شوند، این کار به آنها اجازه می دهد تا توشه بزرگتری از دانش کسب کنند.

۳-آنها به اکتشاف می پردازند کنجکاوی هیچ کس را نکشته، بلکه فقط افراد را باهوش تر کرده است. افرادی که اطلاعات زیادی دارند یکجا نمی نشینند تا دانش به سراغ آنها بیایند. آنها بیرون می روند تا به اکتشاف بپردازند و برای بسیاری از پرسش های شان پاسخ پیدا کنند.

۴.آنها سؤال می پرسند افرادی که زیاد می دانند، زیاد می پرسند. آنها می خواهند که بدانند و به دنبال افرادی می گردند که بتواند پاسخ و اطلاعاتی برای شان تهیه کند، آنها با پرسیدن سؤال های مناسب می توانند به پاسخ دست یابند و پاسخ ها در واقع راه حل مشکلات هستند.

۵.آنها سفر می کنند آنها دنیای شان را به یک نقطه جغرافیایی خاص محدود نمی کنند؛ به بررسی می پردازند و میخواهند کانال های جدیدی را کشف کنند و تجربه های جدیدی به دست آورند و نمی خواهند فقط مطالب را بخوانند، بلکه می خواهند آن را تجربه کنند.

۶.آنها از عوامل پرت کننده حواس دوری می کنند چیزهایی وجود دارند که مردم را از دستیابی به اطلاعات بیشتر و موفقیت دور نگه می دارند. افرادی که اطلاعات زیادی دارند از چیزهایی مانند تلویزیون، شبکه های اجتماعی و شایعه ها دوری می کنند و بر روی مسائلی متمرکز می شوند که توانایی های ذهنی آنان را به چالش بکشد.

۷.آنها به یادگیری می پردازند آنها چه از طریق دنبال کردن تحصیلات یا کسب مهارت های جدید به یادگیری موضوع های جدید می پردازند و حیطه های جدیدی را دنبال می کنند، هیچ بهانه ای در این مورد نمی آورند و می دانند که به چالش کشیدن، خود آنها را پخته تر می کند و ارزش شان را در جامعه بالاتر می برد.

۸.آنها انطباق پذیر هستند آنها خشک و بی انعطاف نیستند و می دانند که اوضاع همیشه به یک منوال نمی ماند. افرادی که اطلاعات زیادی دارند، انعطاف پذیر هستند و قادرند که با شرایط موجود خود را وفق دهند، آنها قربانی تغییرات نمی شوند، بلکه بر آن تسلط پیدا می کنند.

۹-آنها به خوبی توجه می کنند چه دوست داشته باشید و چه نداشته باشید، شما از راه مشاهده و گوش دادن چیزهایی را می آموزید. افرادی که دانش زیادی دارند می دانند که کامل نیستند و محدودیت هایی دارند، آنها به خوبی آنچه را که در اطراف شان می گذرد، مشاهده می کنند.

۱۰.آنها تلاش می کنند همیشه استانداردی وجود دارد، برخی با آن استانداردها هماهنگ می شوند، برخی نمی شوند. افرادی که زیاد می دانند سعی می کنند بهتر و کارآمدتر شوند، چنین کاری ممکن است به اشتباه بینجامد اما آنها مایلند تلاش کنند و با وجود موانع و چالش ها پیش برون

هر دانش آموز چه مهارنهایی را باید بیاموزد در مدرسه و زندگی

1- باید بتواند با دیگران وارد گفت وگو شود

استادان و رئیس دانشگاه، مشاوران، صاحبخانه، کارکنان فروشگاه، مدیران منابع انسانی، همکاران، متصدیان بانک، کارکنان بخش بهداشت و درمان، راننده های اتوبوس، تعمیرکاران خودرو، همه و همه از جمله کسانی هستند که یک فرد بالغ در زندگی واقعی با آن ها روبه رو خواهد شد.

خیلی از ما به فرزندانمان یاد می دهیم با غریبه ها حرف نزنند، در حالی که باید به آن ها مهارت مهم تری را بیاموزیم؛ مهارت تشخیص معدود غریبه های بد از اکثریت خوب یا حداقل بی آزاری که به تعامل با آن ها نیاز خواهند داشت. نبود آموزش این مسئله باعث می شود نوجوانان بدون آن که چگونگی رویارویی محترمانه با غریبه ها را یاد بگیرند به مرحله تازه ای از زندگی خود قدم بگذارند. از یاد نبریم که فرد بالغ در دنیای واقعی نیاز پیدا می کند از غریبه ها کمک و راهنمایی بگیرد.

2- اطراف خود را بشناسد

محیط دانشگاه و شهر محل سکونت، کار یا تحصیل، از جمله مواردی است که 16 ساله ها با آن ها مواجه می شوند و باید بتوانند موقعیت مورد نظر خود را در آن ها بیابند. بسیاری از والدین فرزندان خود را به هر جایی که لازم باشد می رسانند یا آنان را همه جا همراهی می کنند، حتی وقتی خودشان با اتوبوس، دوچرخه و یا حتی پیاده می توانند از پس این کار بر بیایند. به همین دلیل بسیاری از نوجوانان نمی دانند چگونه باید از محلی به محل دیگر بروند، از چه وسایل نقلیه عمومی استفاده کنند، کی و کجا از خودروی شخصی کمک بگیرند یا حتی چگونه بنزین بزنند. رساندن و برداشتن همیشگی فرزندان از نقاط مختلف همیشه به آنان کمک نمی کند.

3- تکالیف و وظایف خود را مدیریت کند

بسیاری از والدین همه چیز را خودشان به فرزندانشان یادآوری می کنند؛ مثلاً این که چه کاری را چه موقع انجام دهند. حتی گاهی اوقات در انجام این وظایف به آن ها کمک هم می کنند و گاهی به جای آن ها کاری را انجام می دهند. این می شود که نوجوانان یاد نمی گیرند چطور بدون یادآوری دیگران کارهایشان را اولویت بندی و حجم تکالیفشان را مدیریت کنند و یا کارهایشان را به موقع به انجام برسانند.

4- از پس امور منزل بر بیاید

والدین این روزها در انجام کارهای منزل زیاد از فرزندانشان درخواست کمک نمی کنند؛ زیرا فکر می کنند کارهای مدرسه و فوق برنامه وقت زیادی برای کاری دیگر باقی نمی گذارد. به همین دلیل، بچه ها یاد نمی گیرند روی پای خود بایستند، نیازهایشان را برطرف کنند، به نیازهای دیگران احترام بگذارند یا سهم خود را به عنوان عضوی از جمع ادا کنند.

درک نیازها و استعدادها :

هر موجودی در جهان خلقت از اجزاو عناصری ساخته شده است که شاکله وجودی اورامی سازد. و مادام که موجود بخواهد زنده بماند و ادامه حیات بدهد ، باید آن اجزا و ععناصر را در جسم و بدن خود تامین کند.اگر چه عده ای از نیازها از طریق رابطه با طبیعت بدست می اید ، ولی بسیاری از آنها صرفا از راه برقراری روابط انسانی با انسانهای دیگر که فرد، خانواده ، گروه و جامعه نمودهای واقعی انسانی هستند تامین می شود.تامین نیازهای انسان بدون وجود انسانهای دیگر و برقراری رابطه با آنها غیر ممکن است .نکته بسیار مهمی که مدیران آموزشی باید در نظر داشته باشند این است که هیچ عملی از انسان ، بدون در نظر گرفتن نیازهای او معنی و مفهوم درستی نداردو تحمیل هر کار یا فعالیتی که مورد نیاز فرد نباشد و یا با نیازهای او مربوط نباشد ، بی نتیجه می ماند.فروید رفتارانسان را به خودآگاه و ناخودآگاه تقسیم می کند و معتقد است که مردم 4/3 رفتارهای خود را نمی دانند و فقط 4/1 از دلایل رفتار برایشان روشن است او این موضوع را به کوه یخی تشبیه می کند که قسمت اعظم آن زیر آب می باشد.روابط انسانی مطلوب روابطی است که بوسیله آن می توانیم نیازهای طرف مقابل رابرآورده کنیم.آبراهام مزلو نیازهای انسان را به پنج دسته سلسله مراتبی تقسیم می کند:1)نیاز های فیزیولوژیکی که از بدو تولد فعال هستند نیازهایی مثل آب،غذا،خواب،هوا و ..تامین این نیازها مربوط به زنده ماندن و رشد فرد می شود.2)نیازهای تأمین نیازهایی که انسان در برابر عوامل نامساعد و مخرب که بر جسم و روان انسان آسیب می رسانند حفظ می کنند.3)نیازهای اجتماعی ،تعلق و دوست داشتن : انسان نیاز دارد در جمعی مانند خانواده ،قبیله ،محله یا جامعه ای به عنوان عضو پذیرفته شود و خود را متعلق به آن ها بداند او دوست دارد که هم دوست بدارد و هم دوست داشته شود.4)نیازهای مقام و موقعیت،قدر و منزلت و شناخت :به جایگاه انسان در بین دیگران و میزان پذیرفته شدن او به عنوان یک فرد ارزشمند مربوط می شود.5)نیازهای خودشکوفایی : بالاترین سطح نیازهای انسانی است که فرد استعداد خود را می شناسد و سعی می کند بیشتر انرژی های خود را صرف شکوفایی آن سازد.

نتیجه گیری :

برای رسیدن به سازگاری اجتماعی در خانه ؛ اجتماع ؛ مدرسه ] برقراری روابط انسانی از اهمیت قابل توجهی بر خوردار است و این امر مستلزم رعایت اصول و نکات مهم در بر قراری این ارتباط است با توجه به این که مدیر در مدرسه با معلمان دانش آموزان و اولیاء کادر آموزشی و اداری ارتباط نطدیک دارد نقش اساسی و مهمی در برقراری روابط انسانی بین افراد قرار دارد

دانش آموزان بعد از ورود به مدرسه در طول چند سالی که در محیط مدرسه زندگی می کنند و آموزش می بینند باز هم به مهارت خودآگاهی دست پیدا نمی کنند. برای اینکه بفهمیم یک سیاست ، روش و عملکرد خوب است یا بد، می توان به پیامدهای آن نگاه کرد.

اگر پیامد یک برنامه و روش خوب باشد می توان گفت آن برنامه، برنامه ای مفید است ولی اگر پیامد و نتیجه عملی بد باشد، می توان گفت که آن کار ، کاری خوب نیست و اشتباه است. بر این اساس می توان از وضعیت پیامدها و نتایج آموزش مهارت های زندگی (از جمله مهارت خودآگاهی در دوره های مختلف آموزشی) نتیجه گرفت که مدارس در این زمینه همانند خانواده ها بسیار ضعیف عمل کرده اند.

منابع روان شناختی اجتماعی با نگرش به منابع اسلامی

در سال گذشته چه مهارتهایی در مدرسه آموختید ؟ برای امسال په انتظاراتی دارید ؟...

ما را در سایت در سال گذشته چه مهارتهایی در مدرسه آموختید ؟ برای امسال په انتظاراتی دارید ؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 93 تاريخ: دوشنبه 17 دی 1397 ساعت: 21:48

صفحه بندی